حکومت اسلامی میکوشد تا پایههای نظام اسلامی را در جوامع اسلامی تثبیت نماید که مهمترین آنها عدل و مساوات است. چنان که عمر فاروق درضی الله عنه ر نخستین روز خلافتش از عدل و مساوات سخن به میان آورد و یقینا هدف ایشان، اقامهی عدل و انصافی است که اسلام حاصل آن است. و پایهی اصلی یک حکومت اسلامی و مایهی تثبیت یک جامعه خواهد بود. چرا که اسلام در جامعهای که ظلم و ستم حاکم باشد و از عدالت و انصاف خبری نباشد، دوام نخواهد آورد. باید دانست که برقراری عدالت و مساوات در میان مردم و دولتها از امور مستحب نیست که اگر با طبع حاکم و خواهشات وی جور در نیامد از آن صرف نظر شود. بلکه برقراری عدالت در اسلام یکی از مهمترین واجبات است.[1] چنان که فخر رازی اجماع علما را نقل کرده که عدالت در حکومت اسلامی بر حاکم مسلمان واجب است.[2]
چنان که نصوص قرآن و سنت نیز بر این امر دلالت میکنند که باید در جامعهی اسلامی عدالت برقرار باشد و ظلم و ستم خاتمه یابد و برای هر فرد جامعه بدون این که به زحمت بیفتد و یا مالی صرف کند زمینهی رسیدن به حقش فراهم گردد.
و موانعی را بردارد که بر سر راه مردم تا رسیدن به حقوقشان وجود دارد. اینها مواردی بود که عملاً در خلافت فاروق اعظم مشاهده میشد. او دروازههای دار الخلافه را باز گذاشته بود تا هر صاحب حقی به حقش برسد. و خود شخصا پیگیر اوضاع مردم بود و در میان راعی و رعیت به زیباترین و سادهترین شکل ممکن عدالت برقرار نموده بود.
همیشه حق را به صاحب حق میداد و در میان دو طرف متخاصم هیچ فرقی قايل نمیشد. خویشاوندان و بیگانگان و اغنیاء و فقرا را مساوی میدانست و این عملکرد وی برگرفته از آیهی قرآن بود که میفرماید:
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعمَلونَ) المائدة/٨
«اي مؤمنان! بر اداي واجبات خدا مواظبت داشته باشيد و از روي دادگري گواهي دهيد، و دشمنانگي قومي شما را بر آن ندارد كه (با ايشان) دادگري نكنيد. دادگري كنيد كه دادگري (به ويژه با دشمنان) به پرهيزگاري نزديكتر (و كوتاهترين راه به تقوا و بهترين وسيله براي دوري از خشم خدا) است. از خدا بترسيد كه خدا آگاه از هر آن چيزي است كه انجام ميدهيد».
آری عمر فاروق رضی الله عنه در عدالت نمونه شد. دلها را اسیر خود کرد و خردها را خیره ساخت. عدالت از نظر عمر رضی الله عنه یک دعوت عملی برای اسلام محسوب میشد که باید با آن دلهای مردم را به سوی ایمان سوق داد. و رسول خدا در این زمینه، پیشوای ایشان بود.
عمر در راستای عدالتی فراگیر میان مردم سیاست خود را بکار میگرفت، حقا که عمر رضی الله عنه در این میدان تا حد زیادی موفق شد به گونهای که هر جا نامی از عدالت گرفته شود، ناخود آگاه نام عمر رضی الله عنه در اذهان تداعی میشود. و رسیدن به این موفقیت بزرگ به خاطر اسباب و عوامل زیر بود:
1ـ دوران خلافت ایشان از دوران خلافت ابوبکرصدیق طولانیتر بود، با توجه به اینکه خلافت ایشان از حد ده سال گذشت، در حالی که خلافت ابوبکر تنها دو سال و چند ماه را به خود اختصاص داد.
2ـ عمر رضی الله عنه در اجرای عدالت و حق به ویژه در اجرای آن بر خویشتن و خانوادهی خویش بسیار جدی بود.
3ـ ترس خدا بیش از هر چیزی بر روح و روان او حکومت میکرد. ایشان همواره جلب رضایت خدا را نظر داشت و از او بسیار میترسید و از کسی جز خدا نمیترسید.
4ـ رعیتی که عمر رضی الله عنه بر آنها حکومت میکرد عُمدتا از صحابه و تابعین بودند که پایبند شریعت الهی بوده و در تحقق اهداف شرعی با عمر رضی الله عنه همکاری مینمودند.[3]
—